یاد قدیما

امروز بعد از یکسال و خورده ای دارم وبلاگ رو آبدیت میکنم. یاد دانشگاهی افتادم که چند سال از بهترین سال های عمرم رو اونجا بودم.اون موقع ها خیلی غر میزدم و الان میفهمم که چه زود گذشت.اساتید کارمندا دانشجو ها راننده های اتوبوس  تاکسی همشون برام یه خاطره شدن.چی میشد باز بر میگشتم با همه دوستای اون زمان دانشگاه تو گرمسار و اونجا درس میخوندم .ولی این بار اگه میومدم قول میدادم اینقدر مشروط بشم که این مدت بیشتر طول بکشه.بعد از اینکه درس تموم شد یه سری از دوستام رفتن سربازی یه چند نفر ازدواج کردن تعدادی از اونا هم ادامه تحصیل و بعضی ها هم سر کارن.حتی ٢-٣ تا از بچه ها الان بابا و مامان شدن .چشمک   لبخند منم که باز خر شدم و رفتم دانشگاه.الان تو یه شهر دور افتاده دارم کسب علم میکنم.ولی بچه های جدیدی که الان دانشجو های گرمسار هستید قدر اونجا رو بدونید که یه روز افسوس نخورید.در ضمن اونایی که دلشون میخواست من برم زودتر سربازی باید بگم که به کوری چشم دشمن بنده با کمال افتخار معافیت قد و عقل رو گرفتم.

/ 0 نظر / 76 بازدید